فریاد زدستِ فلکِ شعبده باز / آزاده به ذلـت و گدازاده به ناز
نرگس ز برهنگی سرافکنده به زیر / صد پیرهن حریر پوشیده پیاز . . .
افراد آنلاین : 5
بازدید امروز : 1220
بازدید دیروز : 1706
تعداد مطالب : 389
تعداد نظرات : 36
خروجی فید امروز : 2
ورودی گوگل : 112
بازدید کل : 50639
تبادل لينک با 0 سایتفریاد زدستِ فلکِ شعبده باز / آزاده به ذلـت و گدازاده به ناز
نرگس ز برهنگی سرافکنده به زیر / صد پیرهن حریر پوشیده پیاز . . .

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم
حالا هرروز بهم زنگ میزنی
یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی
من که میدونم تو هم دلت تنگ منه . . .
چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !
آری ، “نمیدانم” کجایی ؟
زندگی پراست از گره هایی که تو آن را نبسته ای اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی، تنهای تنها . . .
اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من ، تو بهترینی
اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه ، میدانم نگینی . . .