برترين مطالب
Best Posts
آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
دنبالر
Donbaler
دوستان
Ferends
داستان تاوان حق شناسی -  پنجشنبه ,۲۷ بهمن , ۱۳۹۰
تعداد بازدید : 5   دسته بندی : داستان

مارک تواین

تقریبا سیزده سالم بود. پدرم شنبه ها مرا به گردش می برد. گاهی به پارک یا به بندر می رفتیم و کشتی ها را تماشا می کردیم. دیدن مغازه هایی که در آنها می توانستیم وسائل الکترونیکی قدیمی را ببینیم برای من جالب تر از همه بود.

ما هم گاهی وسیله ی پنجاه سنتی می خریدیم که تمام محتویات داخلش بیرون ریخته بود.

پس از گردش، در راه بازگشت به خانه، پدرم مقابل بستنی فروشی می ایستاد و دو تا بستنی ده سنتی می خرید. البته نه همیشه. همیشه از پدر چنین انتظاری نداشتم، اما وقتی به طرف خانه می رفتیم تا وقتی که به آن پیچی می رسیدیم که به بستنی فروشی منتهی می شد، یا می پیچیدیم و دست خالی به خانه باز می گشتیم، با امیدواری دعا می کردم. آن پیچ به معنای راه افتادن آب از دهانم بود یا ناامیدی.

چند بار پدرم مرا از راه طولانی تری به خانه برد تا اذیتم کند. وقتی از کنار بستنی فروشی رد می شدیم، به من می گفت: «فقط برای تنوع از اینجا رد شدیم.»

 ارسال در حدود 7 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
داستان فالگبر و پالتو -  یکشنبه ,۲۳ بهمن , ۱۳۹۰
تعداد بازدید : 3   دسته بندی : داستان

فالگیر و پالتو

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند

جلوی ویترین یک مغازه می ایستند :

 ارسال در حدود 11 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
داستان تفاوت فرهنگی -  سه شنبه ,۱۸ بهمن , ۱۳۹۰
تعداد بازدید : 3   دسته بندی : داستان

در مهد کودک های ایران ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد ۹ بچه و ۸ صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن . . .

 ارسال در حدود 16 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
قورباغه آرزو ها و یک خانم -  دوشنبه ,۱۷ بهمن , ۱۳۹۰
تعداد بازدید : 7   دسته بندی : داستان

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد …

 ارسال در حدود 17 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
نامه های زیر در حیاط خانه -  یکشنبه ,۹ بهمن , ۱۳۹۰
تعداد بازدید : 7   دسته بندی : داستان

آنچه می‌خوانید متن نامه‌هایی است که از زیر درحیاط یک واحد مسکونی خالی از سکنه، داخل حیاط انداخته شده‌اند:

با سلام،‌ امروز ساعت ده، توپ دولایه ما طی شوت محکم و بی‌‌هدف یکی از بچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها داخل حیاط شما افتاد. ما هرچقدر زنگ زدیم کسی در را باز نکرد،‌ امیدواریم هر وقت خانه آمدید،‌ به این شماره تلفن زنگ بزنید و بچه‌های یک کوچه را از نگرانی نجات دهید.

 ارسال در حدود 25 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
صفحه 1 از 212

ابزار هدایت به بالای صفحه

ما را در گوگل محبوب کنيد :