تبلیغات
ADS

موضوعات
Category
آرشیو
archive
آمار سايت
Site info
  افراد آنلاین : 4
  بازدید امروز : 240
  بازدید دیروز : 1220
  تعداد مطالب : 389
  تعداد نظرات : 36
  خروجی فید امروز : 1
  ورودی گوگل : 15
  بازدید کل : 50666
  تبادل لينک با 0 سایت
برترين مطالب
Best Posts
آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
دوستان
Ferends
گــل خشکیــده -  سه شنبه ,۱۹ اردیبهشت , ۱۳۹۱
تعداد بازدید : 16   دسته بندی : داستان , زنگ تفریح

گل خشکیده

قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب، زیبا، جذاب و … این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند. توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم.

چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لااقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد. تصویری خیالی از آن مرد رویاهایم در گوشه ای از ذهنم حک کرده بودم و همچون عکسی همه جا همراهم بود …

 ارسال در حدود 11 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
داستان هیچ وقت اینجوری با زنت حرف نزن -  شنبه ,۲۶ فروردین , ۱۳۹۱
تعداد بازدید : 35   دسته بندی : داستان , زنگ تفریح

جریمه

یه افسر پلیس ماشین پرسرعتی رو متوقف می کنه. افسر می گه : من سرعت ۸۰ مایل در ساعت رو برای ماشینتون ثبت کردم !

راننده می گ ه: خدای من ، من ماشینو رو سرعت ۶۰ مایل کروز کرده بودم . فکر کنم رادارتون نیاز به تنظیم داره !

همسر مرد درحالی که داره بافتنی می بافه و سرش پایینه می گه : عزیزم لوس نشو . خودت می دونی که این ماشین سیستم کروز نداره !!

 ارسال در حدود 36 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
داستان درس زندگی -  شنبه ,۱۹ فروردین , ۱۳۹۱
تعداد بازدید : 38   دسته بندی : داستان , زنگ تفریح

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه …

گل فروش

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…

 ارسال در حدود 42 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
اقتضای طبیعت -  سه شنبه ,۸ فروردین , ۱۳۹۱
تعداد بازدید : 26   دسته بندی : داستان , زنگ تفریح

اقتضای طبیعت

شخصی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند . . .

آن شخص به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !

 ارسال در حدود 54 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
داستان خواستگاری داداشم -  دوشنبه ,۷ فروردین , ۱۳۹۱
تعداد بازدید : 118   دسته بندی : داستان , زنگ تفریح

داستان طنز خواستگاری ، برای خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید .

خواستگاری

پسرهای امروزی

داداشم از بس رفته خواستگاری خسته شده. اومده به مامانم می گه یه دختری رو خودم زیر نظر دارم. به شرطی که زیاد سوال درباره اش نپرسین. فقط ۵ تا سوال می تونید بپرسید. مامانم می پرسه:‌ پسرم این دختره کیه؟ اسمش چیه؟ باباش چه کاره است؟ کجا با هم آشنا شدین؟

داداشم می گه: شد ۴ تا سوال. فقط یه دونه دیگه می تونین بپرسین.

 ارسال در حدود 55 روز قبل  نویسنده : HassaN  بدون نظر   | ادامه مطلب »
صفحه 1 از 41234

ابزار هدایت به بالای صفحه

ما را در گوگل محبوب کنيد :